زرباطیه؛ تابلوی زنده عشق، ایثار و خدمت به زائرین اباعبدالله الحسین(ع)
در روزهایی که زمین داغ عراق و آفتاب سوزان مرداد، حتی سایهها را از پا درمیآورد، مرز مهران صحنه یکی از بزرگترین حرکتهای انسانی جهان است و میلیونها عاشق اباعبدالله الحسین(ع) وارد خاک عراق میشوند. در مرز زرباطیه، موج زائران چون رودخانهای بیپایان به سوی کربلا معلی جاری است در این شرایط حکایتی متفاوت شکل می گیرد؛ حکایتی که در آن عشق به امام حسین(ع) و خدمت به زائران، گرمای هوا را به دست فراموشی میسپارد.
موج بیپایان عاشقان
اینجا طریق یاحسین ابتدای مسیر عشق و دلداگی است، از دور نمایی گسترده از جمعیتی دیده میشود که در کنار هم ایستادهاند. مردان و زنانی از نسلها و فرهنگهای مختلف همه با دلی پر از عشق به سوی کربلا رواناند. پیرمردی با عصا که گامهایش سنگین است اما ارادهاش آهنین، زنی که کودک خردسالش را در آغوش دارد و جوانانی که پرچم «یا حسین» را به دوش گرفتهاند، تصویر این اجتماع بزرگ شیعی است. در میان این موج انسانی صدها هزار نفری که روز به روز در حال افزایشاست ناوگان حملونقل شهری با تلاش خستگیناپذیر زائران را جابهجا میکند.
خادمان بیادعا؛ رانندگان و کارکنان ناوگان
علی، راننده اتوبوس شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، در حالی که صورتش از تعرق در زیر آفتاب سرخ شده میگوید:
این گرما و خستگی زمانی بیمعنا میشود که لبخند زائر را میبینی. وقتی مادری از ته دل تشکر میکند یا کودکی با چشمهای براق میگوید ممنونم.
او ادامه میدهد: گاهی اوقات زائران با دستهای پر از خرما و شیرینی به ما هدیه میدهند و آن لحظه حس میکنم نه فقط راننده بلکه عضوی از خانواده بزرگی هستم که همه برای یک هدف مشترک خدمت میکنند.
حسین یکی از کارکنان پشتیبانی ناوگان در وصف روزهای دوری از خانواده و خدمت به زائرین امام حسین (ع) می گوید: تک تک زائرین مولی خانواده من هستن، توفیق نداشتم با خانواده در راهپیمایی اربعین باشیم اما خوشحالم خادم خانواده زائرین امام حسین هستم.
وقتی میبینی پیرزنها و پیرمردها با خستگی اما ارادهای ستودنی به اتوبوسها سوار میشوند و میدانند که ما برای راحتیشان تلاش میکنیم، انگار که همه زحمات چند برابر ارزش پیدا میکند.
موکبها؛ تپشهای محبت در دل گرما
در کنار مسیر زائرین موکبهای بسیاری برپا شدهاند؛ از ایستگاههای توزیع آب و غذای نذری گرفته تا موکبهایی که خدمات تعمیر کفش، شستوشوی لباس و حتی خیاطی ارائه میکنند. حاج حسن یکی از موکبداران که سالهاست به صورت داوطلبانه خدمت میکند در وصف شور و شوق خدمت خود میگوید: این خدمت ما نه تنها یک وظیفه، بلکه عشق و نذر است. هر سال که میبینم زائران خسته لبخند میزنند از همین حالا برای سالهای بعد انرژی میگیرم.
صدای لبیک یا حسین(ع) در دل گرما
فضای مرز زرباطیه پر شده است از صداهای متفاوت؛ صدای بوق اتوبوسها، همهمه جمعیت، و در میان همه اینها صدای پرشور «لبیک یا حسین» که گویی دلها را به هم نزدیکتر میکند اینجا در گرمای سوزان مرداد هر لحظه از این صداها جلوهای از عشق و ایثار است.
در گوشهای از مرز مادری را میبینیم که با اشک در چشم فرزند خردسالش را نوازش میکند و آرام زیر لب ذکر میگوید. در جای دیگر جوانی به پرچم بزرگ یاحسین خیره شده و با شور خاصی هر چند لحظه یکبار نام امام حسین(ع) را فریاد میزند. این صحنهها تنها بخش کوچکی از این حماسه باشکوه است که باید با تمام وجود دیده و لمس کرد.
در طریق یاحسین(ع) با عاشقان حسینی
سعید، یکی از جوانان زائر که اولین بار است در اربعین همراه دوستانش در عراق حضور یافته میگوید:
وقتی این جمعیت و خادمان را میبینم تنها به این فکر میکنم که نام مولی و عشق و ارادت به امام حسین میتواند شیعیان را به هم پیوند دهد. این سفر نه فقط زیارت که تغییر زندگی است.
وی ادامه می دهد: سختی راه و گرما چیزی نیست در مقابل این تجربه ناب. وقتی میبینم افراد زیادی برای خدمت به ما با ذوق تلاش میکنند آرامش گرفتم.
زرباطیه این روزها دیگر صرفاً مرزی برای عبور نیست بلکه نمادی زنده از عشق، ایثار و خدمت است. جایی که همه دلها برای رسیدن به کربلا میتپند و هر لحظه، روایت تازهای از عشق به اباعبدالله الحسین(ع) نوشته میشود.
انتهای پیام
دیدگاهتان را بنویسید